تبليغاتX
به وبلاگ کلام او خوش آمدید

درباره امام زمان(ع)



امام زمان(عج)


نام: محمّد.


پدر: امام حسن عسکرى(ع).


مادر: نرجس.


القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.


شکل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .


زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.


زادگاه: شهر سامراء.


غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.


نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:


1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وکيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسکرى عليهما السّلام.


2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.


3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.


4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.


محل اقامت نامبردگان بغداد ، و کليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.


غيبت کبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.


نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت کبرى: کسيکه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى کنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد


هنگام ظهور: آنگاه که منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از کسى جز او سخن نگويند.


محل ظهور: مکّه معظّمه.


محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان رکن و مقام.


نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى کنيد.


يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.


ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکيل دهند; و در حقيقت کارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.


روش حکومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).


شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر کند در حالى که از جور و ستم پر شده باشد.


مرکز حکومت: مسجد کوفه ، ــ مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع) .


چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى که از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى که داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش کند ، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ريخت.


مدت زمامدارى: روايات که ـ اکثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.


وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همکارى نمايد.


برکات حکومت و رهبرى او: درهاى خير و برکت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا کشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند کسى را با آنها کارى نباشد.


(راه شناخت مهدى (عليه السلام)


براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و کيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن کريم و روايات معصومین (علیهم السلام)نیست. با اینکه در این زمینه و با اتکاى به همین آیات و روایات، بیش از هزار کتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور یقین مى توان گفت که در تمامى آنها، جز بخش کوچکى از معارف مربوط به این آخرین ذخیره الهى، تبیین نشده است. زیرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان که در باره امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرموده اند ـ کسى جز خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)به تمام و کمال نشناسد. و باز کلام خدا و پیامبر و اهلبیت را هرکسى به درستى فهم نتواند کرد.


علاوه بر این، خاصیت دوران غیبت است که نمى توان مطمئن بود که همه فرمایشات آنان به ما رسیده باشد.


با این همه، آنچه در پى مى آید تنها مرورى بر پاره اى عناوین و ذکر نمونه هایى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هایى از دریایى بى کرانه، که گفته اند:


آب دریا را اگر نتوان کشید***هم به قدر تشنگى باید چشید


(مهدى (علیه السلام) و قرآن)


الف) همپاى قرآن:


اینکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در سفارش مشهور خویش فرمود: «انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً» و بدین سان بر همپایى و همراهى خاندان خویش سلام اللّه علیهم با قرآن کریم، تأکید نمود، دلالت بر این دارد که در زمان ما، کتاب خدا قرآن کریم جز در کنار مهدى آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) که یگانه ذخیره و باقیمانده این دودمان پاک است، کتاب هدایت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگیرى نتواند کرد.


و نیز اینکه رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لایفترقان حتى یردا على الحوض» با توجه به اینکه در این عصر، وصایت و وراثت حضرت على(علیه السلام) در همه مقامات ولایتى و شئونات هدایتى اش تنها از آن حضرت مهدى (علیه السلام)مى باشد، بر چنین همراهى و همپایى و معیّتى، بین او و قرآن نیز دلالت دارد.


ب) شریک قرآن:


همه ائمه بزرگوار، «شرکاء قرآن کریم» شمرده شده اند چنانکه بطور ویژه در یکى از زیارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (علیه السلام) با تعبیر «السلام علیک یا شریک القرآن» از ایشان یاد شده است.


ج) تلاوت کننده و ترجمان قرآن:


از آن رو که تلاوت آیات کتاب خدا بهترین وسیله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هیچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نیست، حضرت مهدى (علیه السلام) که در این دوران والاترین درجات انس و بالاترین مقامات قرب الى اللّه را داراست، شایسته ترین کسى است که به عنوانِ «یا تالِىَ کتابِ اللّه و ترجمانَه» مى تواند مورد خطاب قرار گیرد.


د) قرائت کننده و تفسیرگر قرآن:


براى قرائت و تفسیر قرآن کریم چه کسى شایسته تر از حضرت مهدى(علیه السلام)است که در این زمان «چراغ هدایت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجینه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «ودیعت هاى رسالت» در این عصر تنها به او سپرده شده است؟ اوست که قرآن را چونان که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و على (علیه السلام)قرائت مى کردند، قرائت مى کند و آنچنان که خداى محمد و على (علیهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسیر مى نماید.


«السلام علیک حین تقرء و تبیّن».


چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن***به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن


هـ ) تعلیم دهنده احکام قرآن:


… صاحب الزّمان و مُظهر الایمان و مُلقِّن احکام القرآن…


«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشکار کننده ایمان و تلقین و تعلیم دهنده احکام قرآن.»


و) احیاگر قرآن:


در آخر الزمان که سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسیارى از معارف این کتاب الهى از سوى کژ اندیشان به تحریف و تبدیل کشیده شده و حیات و حیات آفرینى آیاتش، در حصار جهل و هوس دنیا پرستان نادیده گرفته شده است، مهدى (علیه السلام)مى آید تا احیاگر این معجزه جاوید باشد و اسلام و مسلمین را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.


«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دینک و أحىِ به ما بُدّلَ من کتابک و أظهر به غُیّر من حکمک».


«خدایا از دینت آنچه به نابودى گراییده بوسیله او تجدید فرما. و از کتابت آنچه دگرگونى و تبدیل پذیرفته بوسیله او احیا کن. و از احکامت آنچه را که تغییر یافته بوسیله او آشکار گردان.»


برخى ویژگى هاى ظاهرى


شبیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم):


حضرت مهدى (علیه السلام) سیمایى چون سیماى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.


امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزى به امام حسین (علیه السلام) نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند:


«در آینده خداوند از نسل او مردى را پدید مى آورد که همنام پیامبر شماست و در ویژگیهاى ظاهرى و سجایاى اخلاقى به او شباهت دارد.»


زیبا و خوش صورت:


زیبایى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، یا به گیرایى نگاه و نورانیّت صورت و جذّابیّت آن باشد، همگى در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.


گشاده پیشانى:


پیشانى بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش مى افزاید، و چنان نورى بر چهره و جبین او پیداست که سیاهى موهاى سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.


میانه قامت:


قامتى نه دراز و بى اندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است.


داراى دو خال مخصوص:


خالى بر چهره دارد که برگونه راستش همچون دانه مُشکى میان سفیدى صورتش مى درخشد و خالى دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.


در باره شمایل ظاهرى امام زمان(علیه السلام) پاره اى صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب مى توان بدست آورد:


* آن حضرت رنگى سپید، که آمیختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.


* از بیدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گراید.


* چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینى او بر آمدگى کمى پیداست.


* میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.


* میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد.


* در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه کالقمر الدّرى علیه جلابیب النور».


«حضرت مهدى(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایى از نور بر تن دارد. «اللّهم ارنى الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واکحل ناظرى بنظرة منّى الیه».


«بار خدایا ! آن جمال بارشادت و پیشانى نورانى ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه کن».


انتظار فرج


l رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم):


«طوبى للصابرین فى غیبته، طوبى للمقیمین على محبته».


ینابیع المودة، ج 3، ص 101.


خوشا به حال صبر کنندگان در ایام غیبتش، خوشا به حال پایداران بر دوستى و محبتش.


l امیرالمؤمنین (علیه السلام):


«انتظروا الفرج ولاتیأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج … والمنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فى سبیل الله».


بحارالانوار، ج 52، ص 123.


انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید، زیرا محبوبترین اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهیدانى هستند که در راه خدا، در خون خود مى غلتند.


l امام حسین (علیه السلام):


«… اما ان الصابر فى غیبته على الاذى والتکذیب، بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله».


اعلام الورى، ص 384.


… به تحقیق که صبرکنندگان در غیبتش بر اذیت ها و تکذیب ها، مانند مجاهدان با شمشیر در سپاه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)هستند.


l امام زین العابدین (علیه السلام):


«من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا، اعطاه الله أجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد».


کشف الغمه، ج 3، ص 312.


هر که در دوران غیبت قائم ما، بر ولایت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى فرماید.


l امام صادق (علیه السلام):


«المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله یذب عنه».


غیبت نعمانى، ص 41.


کسى که منتظر امام دوازدهم است مانند کسى است که در کنار رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشیر مى زند.


l امام موسى کاظم (علیه السلام):


«طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فى غیبة قائمنا، الثابتین على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئک منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضینا بهم شیعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا یوم القیامة».


الزام الناصب، ص 68.


خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر محبت و ولایت ما و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائیم. و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامت اند.


l امام رضا (علیه السلام):


«ما أحسن الصبر و انتظار الفرج»


منتخب الاثر، ص 496.


چه بهتر است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن.


l امام جواد (علیه السلام):


«افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج»


غیبت نعمانى، ص 180.


برترین اعمال شیعیانمان، انتظار فرج است.


امام هادى (علیه السلام):


«لولا من یبقى بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه، والدّالین علیه، والذّابین عن دینه بحُجج الله، والمنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس ومردته، لما بقى احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل».


بحارالانوار، ج 51، ص 156.


اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند که به سوى او دعوت مى کنند و مردم را بهحضرتش سوق مى دهند و از دینش با استدلالهاى الهى حمایت مى کنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش، رهایى مى بخشند، پس به تحقیق هیچ کس نمى ماند جز اینکه از دین خدا بر مى گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شیعه را مى گیرند همانگونه که ناخداى کشتى، سکّان و فرمان کشتى را مى گیرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط مهدی راشدی |

حدیث درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

 

1-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند:

انما سمی قم لان اهلها یجتمعون مع قائم آل محمد (علیه السلام)ویقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه .

شهر قم را قم نامیده اند،زیرا اهل قم گرد قائم آل محمد(علیه السلام)جمع می شوند و بااوقیام می کنند و در این راه را استقامت می ورزند و او را یاری می دهند.

  سفینه البحار ،ج2،ص 446

2-پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله) می فرمایند:

طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه ،یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله ،اولئک رفقائی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی .

خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند و پیش  از قیامش به او اقتدار نماید .دوست اورادوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او را نیز بپذیرد.اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند.

  بحار الانوار،ج52،ص129،غیبت طوسی 

3-امام حسن عسکری (علیه السلام)می فرمایند :

… والله لیغیبن غیبه لا ینجو فیها من الهلکه الا من ثبت الله عزوجل علی القول بامامته و وفقه (فیها)للدعا بتعجیل فرجه.

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

کمال الدین ،ج2 ،ص 384

4-امام جواد (علیه السلام)می فرمایند:

ان القائم منا هو المهدی الذی یجب ان ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره و هو اثالث من ولدی ….

قائم ما حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –است که واجب است در دوران غیبت او انتظارش را بکشند ،ودر زمان ظهورش از  وی اطاعت کنند ،واوسومین فرزند من است.

کمال الدین ،ج2 ،ص377

1-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند:

انما سمی قم لان اهلها یجتمعون مع قائم آل محمد (علیه السلام)ویقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه .

شهر قم را قم نامیده اند،زیرا اهل قم گرد قائم آل محمد(علیه السلام)جمع می شوند و بااوقیام می کنند و در این راه را استقامت می ورزند و او را یاری می دهند.

  سفینه البحار ،ج2،ص 446

2-پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله) می فرمایند:

طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه ،یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله ،اولئک رفقائی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی .

خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند و پیش  از قیامش به او اقتدار نماید .دوست اورادوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او را نیز بپذیرد.اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند.

  بحار الانوار،ج52،ص129،غیبت طوسی 

3-امام حسن عسکری (علیه السلام)می فرمایند :

… والله لیغیبن غیبه لا ینجو فیها من الهلکه الا من ثبت الله عزوجل علی القول بامامته و وفقه (فیها)للدعا بتعجیل فرجه.

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

کمال الدین ،ج2 ،ص 384

4-امام جواد (علیه السلام)می فرمایند:

ان القائم منا هو المهدی الذی یجب ان ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره و هو اثالث من ولدی ….

قائم ما حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –است که واجب است در دوران غیبت او انتظارش را بکشند ،ودر زمان ظهورش از  وی اطاعت کنند ،واوسومین فرزند من است.

کمال الدین ،ج2 ،ص377

5-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و  یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی ارای .

(چون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ظهور کند )هواپرستی را به خدا پرستی باز گرداند ،پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی باز گردانده باشند .افکار و نظریات را  طبق قرآن باز گرداند ،پس از آنکه قرآن را طبق افکار و نظریات باز گردانده باشند.

بحار النوار ،ج51،ص 130/نهج البلاغه

6-امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

… والله لیغیبن امامکم سنین من ادهر … ولتفیضن علیه اعین المومنین….

سوگند به خدا امام شما سالیان درازی غایب می شود ،و چشم های مومنین در فراق او اشکباران است.

بحار النوار ج51،ص 147،غیبت نعمانی .

7-امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

ان اهل زمان غیبته القائلون با مامته المنتظرون لظهوره افضل اهل کل زمان لان الله تعالی ذکره اعطاهم من  العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ….

مردمانی که در زمان غیبت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)به سر می برند و معتقد به امامت او و منتظر ظهور وی هستند ،از مردمان همه زمانها برترند ،زیرا خدایی که یادش بزرگ است به آنان خرد و فهم و شناختی ارزانی داشته است که غیبت امام برای آنان مانند حضور امام است .

بحار النوار ،ج52،ص 122،احتجاج.

8-شخصی از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد چگونه بر حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)سلام کنیم ؟حضرت در پاسخ به او فرمودند :

تقول :السلام علیک یا بقیه الله .

می گویی :سلام بر تو ای ذخیره الهی !

بحار الانوار ،ج52،ص 373 / تفسیر فرات بن ابراهیم.

9-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام القائم لا یبقی ارض الا نودی فیها  شهاده ان لا اله الا الله و ان محمد ا رسول الله .

هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)قیام کند ،هیچ زمینی نماند مگر اینکه در آنجا گلبانگ ( اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله ) بلند گردد.

بحارالانوار ،ج52،ص 340،تفسیر عیاشی .

10-پیامبر اکرم (صل الله علیه واله)می فرمایند :

المهدی طاووس اهل الجنه .

مهدی (عجل الله تعالی فرجه)طاووس بهشتیان است.

بحار الانوار ،ج51،ص105 / طرائف .

11-امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام قائمنا اذهب الله عز وجل عن شیعتنا العاهه و جعل قلوبهم کزبر الحدید و جعل قوه ارجل منهم قوه اربعین رجلا و یکونون حکام الار ض و سنامها .

هنگامی که قائم ما قیام کند خدای بزرگ عیب و بیماری و کسالت را از شیعیان ما بر طرف می سازد ،ودلهای آنان را مانند پاره های آهن محکم می کند ،وبه هر نفر از آنان نیروی چهل نفر می دهد،و آنها فرمانروایان زمین و سران اجتماع خواهند بود .

بحارالانوار ،ج52،ص 316/خصال .

12-امام صادق (ص )می فرمایند :

العلم سبعه و عشرون حرفا فجمیع ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه والعشرین حرفا فبثها فی الناس و ضم الیها الحرفین حتی یبثها سبعه و عشرین حرفا .

دانش بیست و هفت حرف است .آنچه پیامبران  آورده اند دو حرف است و مردم هم تاکنون بیش از آن دو حرف را نمی دانند .پس هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را گسترش می دهد و در میان مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را هم به آن ضمیمه نموده تا آنکه بیست و هفت حرف خواهد شد .

بحار الانوار ،ج52،ص336/خرایج راوندی .

13-امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام قائم اهل البیت قسم بالسویه و عدل فی الرفیه فمن اطاعه فقد اطاع الله ومن عصاه فقد عصی الله و انما سمی المهدی لانه یهدی الی امر خفی .

هنگامیکه قائم اهل بیت (عجل الله تعالی فرجه)قیام کند اموال را به صورت مساوی تقسیم می نماید و عدالت را در بین مردم برقرار می سازد .پس هر کس او را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است . و هر کس از او سرپیچی نماید ،از خدا سر پیچی کرده است وآن حضرت را مهدی نامیده اند ،زیرا مردم را به سوی امر پنهانی هدایت می نماید.

بحار الانوار ،ج52،ص 350/غیبت نعمانی .

14-پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله)می فرمایند :

… طوبی لمن لقیه و طوبی لمن احبه و طوبی لمن قال به ….

خوشا به حال کسی که مهدی (عجل الله تعالی فرجه)را دیدار کند ،وخوشا به حال کسی که او را دوست دارد ،وخوشا به حال کسی که قائل به امامت وی باشد .

بحار الانوار ،ج52،ص 309/عیون اخبار الرضا 7.               

15-پیامبر عزیز اسلام (علیه السلام)می فرماید :

لا تقوم الساعه حتی یقوم القائم الحق منا و ذلک حین یاذن الله عزوجل له ومن تبعه نجی و من تخلف عنه هلک ….

روز قیامت برپانخواهد شد تا اینکه قائم به حق از ماست قیام کند و این امر هنگامی محقق می شود که   خدای بزرگ با او اجازه قیام دهد و هر کس از او اطاعت کند نجات یابد و هرکس از وی سرپیچی کند نابود شود .      

بحار الانوار ،ج51،ص 65/عیون اخبار الرضا 7.

16-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

لو قد قام قائمنا لا نزلت السما قطرها و لاخرجت الارض نباتها و لذهبت الشحنا من قلوب العباد و اصطلحت السباع و   البهائم حتی تمشی المراه بین العراق الی الشام لا تضع قدمیها الا علی النبات و علی راسها زبیلها (زینتها )لا یهیجها  سبع و لا تخافه .

اگر قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو می ریزد ،و زمین نباتات خود را بیرون می دهد ،وکینه ها از دل بندگان خدابرطرف می شود ،ودرندگان و چهار پایان با هم ساخته ،از یکدیگر رم نمی کنند ،تا جایی که زنی که می خواهد راه عراق تا شام را بپیماید همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد و زینتهای خود را بر سر دارد (وکسی طمع به آن نمی کند )،نه درنده ای به او حمله ور می شود ،ونه اواز درندگان وحشت دارد .

بحار الانوار ،ج52،ص 316/خصال .

17-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند:

انتظررروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عزوحل انتظار الفرج .

در انتظار فرج باشید و از رحمت و کارگشایی خدا ناامید نشوید ،زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

بحار الانوار ،ج52،ص 123/خصال

18-امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

انی لو ادرکت ذلک لابقیت نفسی لصاحب هذا الامر .

اگر من زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)رادرک می کردم خود را برای خدمت به او نگاه می داشتم و آماده می نمودم.

بحار الانوار ،ج52،ص243/غیبت نعمانی .

19-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

ان لصاحب هذا الامر غیبه فلیتق الله عبد عند غیبته و لیتمسک بدینه .

برای حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه)غیبتی است .در این دوران غیبت هر بنده ای باید تقوای الهی پیشه سازد و در دین خود چنگ زند (وبه آن پایبند باشد ).

بحار الانوار ،ج52،ص 135/غیبت نعمانی .

20-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یضرک تقدم هذا الامر او تاخر .

امام خود را بشناس .اگر امام خود را شناختی چه ظهور زود تر اتفاق افتد یا دیر ،به تو زیانی نمی رساند.

بحار الانوار ،ج52،ص141/غیبت نعمانی.

21-از امام صادق (علیه السلام) سوال شد آیا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)به دنیا آمده است ؟

حضرت در پاسخ فرمودند:

لا ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی .

نه ،ولی اگر زمان اورادرک می کردم در تمام روزهای زندگانی ام در خدمت او می بودم .

بحار الانوار ،ج51،ص148/غیبت نعمانی .

22-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

من قال بعد صلوه الفجر و بعد صلوه الظهر (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )لم یمت حتی یدرک القائم من آل محمد علیهم السلام .

هر کس پس از نماز صبح و ظهر بگوید : (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )نمی میرد تا اینکه قائم آل محمد (علیه السلام)را درک کند .

سفینه البحار ،ج2،ص49.

23-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

… من سر ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه ….

هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)باشد پس منتظر ظهور او باشد و اگر به راستی منتظر ظهور آن حضرت است به پرهیزکاری واخلاق نیکورفتار نماید .و چنانکه این شخص پیش از قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)بمیرد پاداش کسی را دارد که حضرت را درک می نماید.

   بحار الانوار ،ج52،ص 140/غیبت نعمانی

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط مهدی راشدی |

 

اسرار غيبت امام زمان (عج)


آزمايش مردم

بيم از كشته شدن

آمادگي و استعداد مردم

خالي نماندن زمين از حجت

نداشتن يار و ياور

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

غيبت ولي عصرعليه السلام از رازهاي بسيار پيچيده اي است كه با ظهور او همه حقيقت روشن مي گردد. "عبدالله بن فضل هاشمي" مي گويد امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بيان علتش را نداريم .

گفتم: حكمتش چيست؟

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت، در غيبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست حضرت خضر عليه السلام براي حضرت موسي عليه السلام آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند از هم جدا شوند.

اي پسر فضل! موضوع غيبت، سرّي از اسرار خدا و غيبي از غيوب الهي است، چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود، گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد."(1)

از اين حديث استفاده مي شود كه علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اين كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، يا استعداد فهمش را نداشته اند، بيان نشده است.

در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است كه به صورت اختصار بيان مي كنيم:

آزمايش مردم

يكي از سنت هاي الهي، آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين."(2)

آيا مردم خيال مي كنند كه همين كه گفتند ايمان آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند، كساني را كه قبل از آنها بودند، آزمايش كرديم تا خداوند راستگويان و دروغ گويان را مشخص كند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

"سدير" مي گويد. در خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام عليه السلام روي زمين نشسته و عبائي بي يقه و با آستين كوتاه پوشيده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گريه مي كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي فرمود: آقاي من! غيبت، هزاران سرّ نهان در نظام دين و برنامه هاي مترفي آن دارد كه درك هر يك، دلي دريايي و چشمي بينا مي خواهد تا آنجا كه همه پيامبران هم نمي توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

سدير مي گويد: از ناله هاي جانگداز حضرت، پريشان شده و عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! خداوند ديدگان شما را گريان نكند، براي چه اين قدر ناراحت و محزون هستيد؟

امام صادق عليه السلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود: "قائم ما غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي شوند و به واسطه طول غيبتش، شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر، از دين خود برمي گردند."

بيم از كشته شدن

"زراره" گويد امام صادق عليه السلام فرمود: "براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي است."

پرسيدم: چرا؟

فرمود: "يخاف علي نفسه الذبحه"(3) بر جانش از كشته شدن مي ترسد.

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوريكه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد.

حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زيرا حكام ستمگري كه در طول دوران اسلامي حكم رانده اند (عباسيان و غير آنان از كساني كه به ويژه در خاورميانه حكومت نموده اند) بيشترين تلاش و كوشش خود را صرف پايان بخشيدن به زندگاني حضرت مهدي عليه السلام مي نمودند.

خصوصاً پس از آن كه مي دانستند كه حضرت مهدي عليه السلام همان كسي است كه تخت هاي حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسي است كه هستي ظالمان را نابود و از استيلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگيري خواهد كرد.

هيچ يك از امامان معصوم به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، بلكه طاغوت هاي اين امت، آنان را شهيد كردند، با اين كه مي دانستند بشارت ها و اخباري كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام وارد شده، درباره آنان (يازده امام عليه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام حتي يك حديث به اين مضمون وارد نشده كه دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسايل پيروزي و ظفر براي وي فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدي عليه السلام.

با چنين خبرهايي، حكومت هاي جور و ستم در قبال شخصيتي بزرگ كه مي خواهد حاكميت ظلم و ستم را از بين برده و حاكميت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روي دست نگذاشته و سكوت نمي كردند و همواره مترصد كشتن چنين انساني بودند.

آمادگي و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري همواره و در همه جا جاري است و عرضه، مطابق تقاضا مي باشد، در غير اين صورت نظام زندگي به هم خورده و تعادل خود را از دست مي دهد. اين قانون تنها جنبه اقتصادي ندارد بلكه در مسائل اجتماعي نيز جاري است.

بدون تقاضا، عرضه بي فايده است. نياز به رهبر و پيشوا براي جامعه نيز از اين فايده و قانون مستثني نبوده و در قالب استعداد و آمادگي مردم تحقق پيدا مي كند.

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوري كه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد و جامعه بشري به اين مطلب برسد كه هيات هاي حاكمه با روش هاي گوناگون نمي توانند از عهده اداره امور برآيند، و مكتب هاي سياسي و اقتصادي مختلف دردي را درمان نمي كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان هاي بين المللي و طرح ها و كوشش هاي آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمي توانند نقشي را ايفاء كنند و از تمام اين طرح ها كه امروز و فردا مطرح مي شود مايوس شود.

وقتي اوضاع و احوال اينگونه شد و مردم از تمدن منهاي دين، معنويت و انسانيت به ستوده آمدند و تاريكي و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور يك مرد الهي در پرتو عنايت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار مي گيرد. در اين شرايط ، پذيرش جامعه از نداي روحاني يك منادي آسماني بي نظير خواهد بود، زيرا در شدت ظلمت و تاريكي، درخشندگي نور نمايان تر مي گردد.

خالي نماندن زمين از حجت

حضرت علي عليه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هيچگاه زمين از كسي كه قائم به امر الهي باشد خالي نخواهد ماند.

از سنت هاي دائمي الهي اين است كه از آغاز آفرينش، بشر را تحت سرپرستي يك راهنما و رهبر قرار داده است و براي هر قوم و ملتي رسولي فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهي بترساند و وصي و خليفه و جانشين و امام پس از او نيز همان سيره و روش پيامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهي نزديك كرده است.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: "اگر در دنيا دو نفر وجود داشته باشند، يكي از آنها امام و حجت خدا است." (4)

باز مي فرمايد: "آخرين كسي كه از اين دنيا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و بايد او آخرين نفر باشد كه از دنيا مي رود، براي اين كه كسي بدون حجت و رهبر نماند تا با خداي احتجاج كرده، شكايت نمايد كه تكليف خود را در دنيا نمي دانسته است." (5)

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "(6)

با توجه به روايات فوق و بررسي دوران زندگي امامان معصوم عليه السلام كه هيچ كدام با مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، اگر آخرين حجت الهي نيز غايب نمي شد و در ميان مردم حضور عادي مي داشت، يقيناً به سرنوشت امامان ديگر دچار مي شد، و مردم براي هميشه از فيض الهي محروم مي شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرين حجت خود را به وسيله غيبت، حفظ و صيانت نموده تا زمين از حجت حق خالي نماند.

نداشتن يار و ياور

يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:

الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.

از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. " (7)

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..." (8)

ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.

امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" (9) قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.

برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.

به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟

جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.

به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.

به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.

از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.

اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.

امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد. (10)

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط مهدی راشدی |



درباره اينکه امام زمان مي توانند در هر لحظه در چند جاي مختلف حضور داشته باشند با ذکر دليل عقلي توضيح دهيد؟(سنت خداست که هر بدن يکي باشد و نه بيشتر).



امام با بدن مادي خودشان در يک جا ظهور دارند و حضور امام در همه جا با بدن مادي نيست بلکه با روح يا به تعبير عرفاني نفس علي است و اين مقامي است که انسان کامل بدان مي رسد زيرا او اسمي از اسماء حسناي الهي است و داراي نفس علي است که احاطه قيودي بر جهان ما سوا دارد. ضمن اينکه روايات فراواني وجود دارد که اهل بيت عصمت و طهارت -سلام الله عليهم- امان اهل زمين هستند و آنها واسطه فيض بين الله و ما سوا الله هستند و بناچار بايد برهمه اهل زمين احاطه داشته باشند.
از اين مطلب در عرفان به نظريه ابدال يا بدلاء تعبير مي شود.
انسان که اشرف موجودات است قدرتي دارد که مي تواند امثال متعددي از نفس خود را انشا کند و به مکانهاي مختلف در يک زمان ارسال نمايد. اين مطلب درباره فرشتگان مسلم است که به هر شکلي که اراده کنند در مي آيند و به هر عالمي که بخواهند داخل مي شوند. البته با اذن و اجازه الهي. و انسان اشرف و افضل از آنهاست و فرشتگان مأمور به سجده بر انسانند و بايد فرمانبردار او باشند و لاجرم انساني که چنان شرافتي را دارد که از او به انسان کامل تعبير مي شود نيز داراي چنين قدرت و اقتداري است.
شيخ اکبر محي الدين ابن عربي در فتوحات مکيه درباره اين مقام مي گويد: به انسان ابدال مي گويند زيرا به ايشان نيروئي داده شده که بدن خود را به واسطه امري که قائم به ذات ايشان است هر کجا که خواهند ترک نمايند در حالي که به آن علم دارند.(فتوحات مکيه، ج1 ص197 بيروت) به عبارت ديگر دليل اينکه آنها را ابدال مي گويند اين موضوع است که آنها به اراده خود بدن خويش را هر کجا که لازم بدانند ترک مي کنند و به جاي ديگر مي روند.
بدن در اصطلاح چند اطلاق و اصطلاح دارد:
1- بدن عنصري و دنيوي که عين بدن مادي ما است. برای عكس بزرگ كلیك كنید
2- بدن برزخي که متناسب با جهان و عالم برزخ است.
3- بدن اخروي.
اين بدنها در طول هم هستند و تفاوت آنها به کمال و نقص است. منظور ابن عربي از اينکه آنها بدن خويش را هر جا که لازم بدانند ترک مي کنند اين است که آنها از بدن مادي و دنيوي خويش جدا مي شوند در عين حال که بر آن تدبير دارند و با بدن مثالي و برزخي به رسيدگي و تدبير امور مي پردازند. بدلاء اين گونه هستند که در يک زمان در مکانهاي مختلف حضور دارند و نيازهاي بندگان را برآورده مي کنند.(شرح قيصري بر فصوص الحکم، ص197)
اينها انسانهاي کاملي هستند که امکان مي يابند که بدن عنصري و مادي خويش را ترک کنند و در حالي که در دنيا و مشغول تدبير زندگي مادي هستند چنان قوتي دارند که مي توانند از ابدان خود انسلاخ يابند و در مکانهاي مختلف حضور يابند.
اين مطلب پس از مرگ آنها نيز صادق است بلکه آنها پس از مرگ داراي قدرت و قوت بيشتري مي شوند زيرا مانع بدني که در دنيا بوده به کلي مرتفع مي شود. انسان هاي کامل مي توانند با قدرت و توان بيشتري به تدبير امور بندگان بپردازند. اما حضرت ختمي مرتبت -صلي الله عليه و آله و سلم- و خاندان پاکش -سلام الله عليهم اجمعين- و امام زمان -عجل الله تعالي فرجه- که خاتم اوصيا و ائمه هستند به دليل اينکه مقام و مرتبه آنها محيط به روح انسانها و موجودات است و مرتبه و رتبه آنها از لحاظ نبوت و ولايت برتر از همه انبياء و اولياء و فرشتگان است داراي نفس و روح علي هستند که توان و قدرت کارهاي بسياري را دارند چرا چنين نباشد؟ آنها نمايندگان خدا بر روي زمين و حجت هاي الهي بر مردمان و راهنما و هادي خلق الله هستند آنها اسم جامع و مظهر اتم حضرت حق سبحانه و تعالي هستند و بنابراين بهره اي از شأن مولايشان حضرت حق جل و علي را دارند و در اين حال بدون قيد و انحصار در مي آيند و از بدن و آنچه از لوازم امور دنيوي است خلاصي مي يابند و با هدايت و راهنمائي و رسيدگي به امور بندگان مي پردازند اين همانند علم آنها است که به اذن و اجازه خداوند سبحان به همه امور علم دارند. پس حضور امام زمان با نفس خويش نه با بدن مادي در مکانهاي متعدد محال نيست بلکه ما نيز اگر تلاش کنيم و به مقامات معنوي نائل شويم مي توانيم به چنين کارهائي دست بزنيم. قدرت نفس انسان بيش از چيزي است که ما تصور مي کنيم و انجام اين کارها براي ائمه چه امام زمان -سلام الله عليه- که در قيد حياتند و چه براي ديگران که جسمشان در خاک است امري عادي است و هيچ سختي ندارد. چگونه ما مي توانيم با خيال خود به همه جا برويم و هيچ محدوديتي در آن نداريم آنها مي توانند با نفس خود به طريق انشاء نفس و با بدن مثالي و برزخي به همه جا بروند و به تدبير و اداره امور و راهنمائي مردم بپردازند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط مهدی راشدی |

اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!

 

سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد؟
 

1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.
2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.
 

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟
 

1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.
2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».
 

سؤال سوم: وظيفه ما در قبال امام زمان عليه السلام چيست؟
 

خداوند مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». براي مزد رسالت به «في القربي» (که امام زمان عليه السلام است) مودت کنيد. مودت نياز به معرفت دارد و مودت يعني محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان عليه السلام بايد هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسيم و هم از آن حضرت اطاعت کنيم.
 

سؤال چهارم: آيا امام زمان عليه السلام از ما خبر دارد؟
 

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را مي بيند. خداوند مي فرمايد: «و قل إعملوا فسيري الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلي عالم الغيب و الشهاده فينبئکم بما کنتم تعملون ».
سؤال پنجم: چگونه مي توان يار امام زمان شد؟
 
با تقوي، چون بهترين و بالاترين معيار که به انسان ارزش مي دهد و انسان لياقت ياوري امام زمان عليه السلام را پيدا مي کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقيکم ». تقوا سبب بزرگي انسان شده و امکان مي دهد که انسان تکيه بر جاي بزرگان زند.
 

سؤال ششم:چند نمونه از نيازهاي ياران امام زمان عليه السلام را بيان کرده و چگونه بايد کسب کرد؟
 

الف- دانش و بينش: يار امام زمان عليه السلام بايد دانش و بينش الهي داشته باشد تا در تصميم گيري ها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخيص دهد. و اين را با تقوي بدست خواهد آورد، زيرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش دروني و باطني نگاه مي کند. خداوند مي فرمايد:«إتقوا الله و يعلمکم الله ».
ب) بصيرت و بينش: بصيرتي که با چشم باطن ببيند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهي در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکري و اخلاقي و روحي نشود. و اين بصيرت نيز با تقوا بدست مي آيد. خداوند مي فرمايد:«إن تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ». فرقان يعني نيرو و تواني که با آن حق را از باطل جدا کنيد. به برکت اين تقوا انسان، شيطان شناس نيز مي شود. دشمن را هم مي شناسد.
 
ج) بيداري: هوشياري و بيداري؛ تا هروقت شياطين براي گول زدن آمدند، بيدار شود، دام ابليس را بشناسد و از شيطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سريع در چاه مي افتد. و اين هم با تقوا ممکن است. «إن الذين التقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».
 

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوي برکات زياد مي شود، محصولات رونق مي يابد، مشکلات مردم حل مي شود و...؟
 

چون حکومت امام زمان عليه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوي هم ظاهر مي شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهاي برکت از زمين و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزي فراوان نيز بدنبال آن است «ولو أن أهل القري آمنوا و التقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض » «و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب » «و من يتق الله يجعل له من أمره يسرا ».
 

سؤال هشتم: ويژگيهاي ياران امام زمان عليه السلام چيست؟
 

خداوند مي فرمايد: «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يعني زمين را بندگان صالح من به ارث مي برند. پس وارثان زمين که امام زمان عليه السلام و ياران ايشان هستند دو ويژگي دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحين اند. حال به ويژگيهاي بندگان صالح خدا اشاره مي کنيم:
1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذين يمشون علي الأرض هونا »
 
2- داراي بينش صحيح هستند، زيرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است
 
3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »
 
4- اهل طاعت و سجده و قيامند، «و الذين يبيتون ربهم سجدا و قياما »
 
5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم مي شود نمي کنند، «والذين يقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »
 
6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم يقتروا »
 
7- موحدند و غير خدا را نمي خوانند، «لا يدعون مع الله الها آخر »
 
8- به جان انسانها احترام مي گذارند، «ولايقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق »
 
9- پاکدامنند، «ولايزنون »
 
10- دنبال پاکسازي روان خويش اند، «و من تاب و عمل صالحا »
 
11- جبران کننده عقب ماندگيها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »
 
12- حتي مرتکب مقدمات گناه هم نمي شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمي کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »
 
13- کلامشان صحيح است، «و الذين لا يشهدون الزو »
 
14- اهل لغو نيستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »
 
15- پرورش دهنده نسل سالم و مفيدند، «هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قره أعين »
 
16- امام ديگرانند، «و جعلنا للمتقين إماما »
 
17- به گزين اند. کلام را گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي نمايند، «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه »
 
18- ايمان دارند، «قل يا عباد الذين آمنوا إتقوا ربکم »
 
19- بنده خداي متعال هستند و امور خود را واگذار به خداي متعال مي نمايند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنيا نيستند، «ثم يقول للناس کونوا عبادا لي من دون الله »
 
20- شيطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوينهم أجمعين إلا عبادک منهم المخلصين »
 
21- ويژگيهاي صالحين را دارند يعني صددرصد اعمالشان صالح است، «والذين آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم في الصالحين »
 
22- امر ازدواج براي جوانان را تسهيل مي کنند، «و أنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم »
 
23- در کار خير از همديگر سبقت مي گيرند، «و يسارعون في الخيرات و أولئک من الصالحين »
 

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوي چگونه است؟
 

امام زمان عليه السلام و يارانش دو ويژگي دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحين هستند «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يک نمونه از ازدواج صالحين را خداوند در قرآن ذکر مي کند که ازدواج دختر شعيب با حضرت موسي است، «قال إني أريد أن أنکحک أحدي إبنتي ها تين » (اول شعيب موسي را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از اين آيه مي توان فهميد که:
1- تا داماد را نشناختيد اجازه خواستگاري ندهيد. اول شناخت بعد اقدام
 
2- ويژگيهاي داماد در آيه دو چيز ذکر شده است: 1- قوي 2- امين. اين دو مهم است
 
3- اگر پيشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد
 
4- بعضي خانواده ها چند دختر دارند، اگر براي دختر دوم يا سوم خواستگاري آمد و دختر اولي ازدواج نکرده بود مانع نشويد
 
5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همديگر را ببينند
 
6- مهريه بايد چند ويژگي داشته باشد. الف) سودآوري اقتصادي داشته باشد. لذا حضرت شعيب عليه السلام هشت سال چوپاني را مطرح نمود ب) مهريه معنوي باشد. حضرت شعيب فرمودند هشت حج ج) مهريه را کم مطرح کنند، تا داماد زياد کند. اين در زياد شدن محبت بين دختر و پسر مؤثر است د) مهريه نقد به عروس داده شود
 
7- پدر دختر سختگيري نکند
 
8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند
 

سؤال دهم: ويژگيهاي امام زمان عليه السلام در قرآن چيست؟
 

پاسخ قرآن کريم:
1- معصوم است، «إنما يريدالله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا»
 
2- اولي الامر است، «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منکم»
 
3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم عليه من أجر إلا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي». از جمع دو آيه معلوم مي شود «سبيل رب» همان « موده في القربي» است.
 

سؤال يازدهم: الگوهايي را معرفي نمائيد؟
 
 
 
پاسخ قرآن کريم:
تمام انبياء عبادالصالحين اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط مهدی راشدی |

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بود پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی   ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی   قرار داد اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای   شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی .

شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند

 در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع) مي رسيدند   از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد   آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امراو را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختی مي باشد باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری   در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد

ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای   حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن " خليفه خدا درزمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی   ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای   اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم :" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت راکه همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وی ( به عقيده شيعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقيقتی است زنده که هرگز نظ ر علمی نمي تواند او ر ا از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی  ، برای هميشه ، باقی و پا برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب

صورت و سيرت مهدی( ع )
چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی   ، باقی   نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی   ، در جهان جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی   ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشيند .مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگيرد .

شمشير حضرت مهدی( ع )
شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی   ،شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری  از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی   بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ع   آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل محمد ص نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانيت است . از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی ع   آمده است ، خبری است که از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در اين روايت
حضرت باقر   ع   مي گويند : " مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " . و نيز در روايت امام محمد باقر   ع   گفته شده است که بيشتر آسمانها ، آباد و محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين   ع استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم   ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است

غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد   از سال 260ه. تا سال 329ه که در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند . نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود . محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ع   محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد .نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد . حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326هجری فوت کرد . علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است .همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی  ع بودند .

غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام امام ع باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است . اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی  که دارای همه شرايط فقيه و دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان   عجل الله فرجه   برای حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی  - با اعلميت و اولويت - در راس جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای  ديگر مقام او را پاس دارند ، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی  او را کمک رسانند ، تا قدرتهای   فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسيار درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ، روزی  که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی   خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشيد .

اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند : يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .

اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوط به شيعيان و عالم تشيع نيست ،بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و صحيح مي دانند .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/10ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط مهدی راشدی |

مشخصات مهدی منتظر(عج)

مهدی منتظر:او صاحب الامر،بقیة الله،هم نام و هم کنیه پیغمبر اسلام،فرزند امام حسن عسکری و نرجس خاتون است،دوازدهمین امام از ائمه معصوم عترت پاک رسول الله(ص)،تنها نماینده مستقیم بشری خدا و مظهر رحمت او بر روی زمین و تنها مایه امید مردم در تاریکی های ظلم و جور که در اخبار از بردن نامش نهی شده است.آن حضرت به سال۲۵۵هق،در سامرا یمتولد شد و هنگام وفات پدر بزرگوارش،پنج ساله بود و مصداق "و آتینا الحکم صبیاً " قرار گرفت و پس از وفات پدر،به خاطر تقیه و مصلحت،از دید عامه مردم پنهان بود و ظرف مدت هفتاد و چهار سال،ارتباط مردم با وی به وسیله چهار نماینده خاص آن جناب به ترتیب:ابو عمر و عثمان بن سعید،ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید،ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن علی بن محمد سمری بوده است.همه فرق اسلامی،به اتفاق کلمه معتقدند که در آخرالزمان که تاریکی های ظلم و ستم جهان را فرا میگیرد،مردی از نسل علی و فاطمه ظهور میکند و عدالت جهانی را در میان جهانیان می گستراند و به نقل متواتر شیعه و سنی،نام او نام پیغمبر اسلام و کینه اش کینه آن حضرت است و عموم شیعه و جمعی از دانشمندان سنت بر این عقیده اند که آن جناب متولد شده و هم اکنون موجود،ولی محض مصلحت یا عدم استحقاق مردم،از دیده ها پنهان است و اکثر اهل سنت میگویند که وی در وقت مقرر ظهور،خود به وجود آید و امامت کند.شیعه در عصر غیبت،آن حضرت را امام خود میدانند و مقام حاکمیت و رهبری و ولایت و زعامت بر خلق را،به آن بزرگوار اختصاص دهند،که وی از جانب خداوند صاحب امر(حکومت)واقعی است و لقب صاحب الامر و صاحب الزمان،طبق نصوص صحیحه و اسناد معتبره ای که از رسول خدا رسیده،از القاب خاصه او است.لذا شیعه در طول تاریخ(غیبت)،هیچ کس را "اولی الامر" و واجب الاطاعه،جز آن حضرت و کسی که با اطمینان کامل و با تشخیص آزاد صحیح،در خط او و دارای سمت نیابت عامه آن جناب از فقهای جامع شرایط علم و تقوی باشد،نمی دانند و دیگران را غاصب مقام حاکمیت و رهبری می خوانند،این امر خودیکی از خاصیت های وجودی آن بزرگوار است که این عقیده،خلا حاکمیت اسلامی را پر کرده و مجالی برای دعوی اولی الامر بودن آن که به زور سرنیزه بر مسلمانان حکومت میکند،نگذارد و دیگر توسلبه آن حضرت و استشفاع از او در امور مهم و مشکلات زندگی است که معتقدان به وجود او،با توجه به این که خود را رعیت آن جناب و او را سرپرست خود میدانند،به وجود مقدسش توجه میکنند و نیاز خویش را به حضورش عرضه می دارند.

سومین خاصیت وجودی آن حضرت،حالت انتظار و چشمداشت ظهور آن حضرت است،که معتقدان به این امر با توجه به این که حضرتش مظهر عدل خداوندی است پیوسته در طول عمر،شایسته است از نظر عمل و اخلاق،چنان در صفت عدل و داد زندگی کنند که با دعوی انتظار مظهر عدل متناسب و موافق باشد،و نیز هنگام رویارویی بابی عدالتی ها،هرگز حالت یأس و نومیدی به خود راه ندهند.

و بالأخره چهارمین اثر وجودی آن حضرت در زندگی پیروانش،این است که او را منشأ خیرات و برکات میدانند،که تفصیل این اجمال در اخبار و احادیث و تاریخ شیعه مشهود و مشخص است.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/09ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط مهدی راشدی |

۵۰نشانه از فرا رسیدن روز قیامت

گذشته:

۱.شکافتن ماه.

۲.مرگ پیامبر اسلام،خداوند به او برکت و آرامش دهد.

۳.مرگی که به واسطه آن هزاران تن از مسلمانان کشته میشوند.(ظاهراً اشاره به طاعون عمو اس در زمان خلافت عمر بن خطاب).

۴.جنگی بزرگ در مدینه(ظاهراً اشاره به نبرد الحره در زمان خلافت یزید در سال۶۳هجری).

۵.غلبه مسلمانان بر بیت المقدس.

۶.غلبه مسلمانان بر قسطنطنیه.

۷.دو گروه بزرگ از مسلمانان در جنگی به مصاف هم می آیند.

۸.وقوع جنگی بین مسلمانان و مردمی سرخ پوست با چشمانی کوچک،که دم پایی هایی ساخته شده از مو دارند(ظاهراً اشاره به حمله مغول به سرزمین های اسلامی).

۹.موافقت نامه صلحی بین مسلمانان و غیره مسلمانان از نژاد زرد(چینی ها،مغول ها و غیره).

۱۰.سی دروغگو(دجال)ظاهر میشوند،هر یک فکر میکند پیامبر است.

زمان حاضر:

۱.روحانی های پابرهنه،عریان و مستمند،در ساختن بناهای مرتفع رقابت میکنند.

۲.کنیز،ارباب خود را به دنیا می آورد،خواه مرد یا زن.

۳.فتنه ای در خانه ی تک تک اعراب داخل میشود.

۴.دانش از میان رفته(با مرگ مردان علم)،جهالت رواج مییابد.

۵.شراب(مسکرات،الکل)به میزان زیاد نوشیده میشود.

۶.آمیزش جنسی غیر شرعی شیوع مییابد.

۷.زمین لرزه ها افزایش مییابد.

۸.زمان سریع تر میگذرد.

۹.فتنه ها(مصیبت ها)گسترش مییابد.

۱۰.خون ریزی افزایش پیدا میکند.

۱۱.مردی از کنار قبر دیگری میگذرد و آرزو میکند کاش در جای او بود.

۱۲.امین بودن از میان میرود،به بیان دیگر،قدرت به آنهایی که شایستگی اش را ندارند سپرده میشوند.

۱۳.مردم برای نماز جمع شده اما نمیتوانند کسی را برای امامت جماعت بیابند.

آینده:

۱.تعداد مردان کاهش مییابد،در حالی که شمار زنان افزایش مییابد،تا آنجا که در برابر هر مرد،۵۰زن وجود دارد.

۲.رود خانه ی فرات گنجی از طلا ظاهر خواهد ساخت و بسیاری به امید تصاحب آن،با هم نزاع کرده جان خود را از دست خواهند داد.

۳.رومی ها(اروپاییان)به محلی موسوم به "اعماق" یا "وابق" آمده و لشکری از بهترین مردم،برای مقابله با آنان از مدینه عازم خواهد شد.

۴.پیروزی مسلمانان بر روم.

۵.حضرت مهدی(عج)ظهور میکند و امام مسلمانان خواهد شد.

۶.عیسی مسیح از آسمان در دمشق فرود آمده نماز را پشت سر امام مهدی(عج)به جا می آورد و به ایشان اقتدا میکند.

۷.عیسی صلیب را میشکند و خوک یا به تعبیری مسیحیت دروغین را می کشد.

۸.دجال با تمام ابزارهای فریبکاری اش ظاهر میشود و فتنه عظیمی خواهد بود.هفتاد هزار نفر از یهودیان اصفهان(ایران امروز)دنبال او خواهند بود.

۹.ظهور یاجوج و ماجوج و فتنه های مربوط.

۱۰.خروج جنبنده از زمین(دابة الارض)در حالی که عصای موسی و خاتم سلیمان را با خود دارد و با مردم صحبت میکند و میگوید آنها به آیات الهی ایمان نیاورده اند.

۱۱.وقوع جنگی بزرگ بین مسلمانان(شامل یهودیان و مسیحیانی که پس از بازگشت عیسی به راستی به او ایمان آورده اند)به رهبری امام مهدی،و یهودیان و غیره مسلمانان به رهبری دجال.

۱۲.عیسی دجال را پای دروازه ی لود(لاد در اسرائیل کنونی،محل فرودگاه و یک پایگاه اصلی نظامی اسرائیل)خواهد کشت.

۱۳.دوران صلح و آرامشی بزرگ در زمان باقی مانده از عمر  عیسی و پس از آن.

۱۴.ثروت چنان فراوان میشود که به سختی میتوان کسی را یافت که صدقه قبول کند.

۱۵.شبه جزیره عربستان به سرزمین باغ ها و رودخانه ها تبدیل میشوند.

۱۶.آن هنگام،اجتماع فاسد خواهد شد.

۱۷.بار دیگر زنان قبیله دوز،به طواف دور بت ذول الخولسا خواهند پرداخت.

۱۸.آتشی بزرگ در حجاز،توسط ساکنان بصره مشاهده میشود.

۱۹.سه لشکر بزرگ به داخل زمین فرو میروند:یکی در شرق،یکی در غرب و دیگری در عربستان.

۲۰.رهبری حبشی،با ساق پای باریک،کعبه را تخریب میکند.

۲۱.ابر بزرگی از دود.

۲۲.خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد(از محل غروب آن).

۲۳.نسیمس ملایم،جان مومنان را خواهد گرفت.

۲۴.کسی بر روی زمین باقی نمی ماند تا "الله،الله" یا "لا اله الا الله" بگوید.

۲۵.سرانجام روز قیامت بر بدترین مردم که چون خران در ملا عام آمیزش میکنند،بر پا میشوند.

۲۶.اسرافیل در صور میدمد و به واسطه آن همگان به جز آن که خدا خواهد از هوش میرود.

۲۷.بار دوم در صور دمیده میشود و همگان با آن محشور میشوند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/08ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط مهدی راشدی |